چگونه عشق را در زندگی مان جاری کنیم؟

به گزارش عصر کازرون، این مقاله هفت روش مختلف برای تمرین به شما ارایه می ­دهد که می توانید در زندگی روزانه تان از آن بهره گیرید.

 

قدم اول. هر روز صبح به خاطر آنچه که دارید، خدا را سپاس گزاری کنید

 

می توانید بگویید: سپاس گزارم از اینکه یک روز دیگر هم میتوانم زندگی کنم، من زندگی با ارزشی دارم و آن را هدر نخواهم داد. من همه توان و انرژی ام را برای ارتقا و پیشرفت خود بکار می گیرم تا بتوانم عشقم را با همه تقسیم کنم تا به آگاهی برسم. من افکار محبت آمیزم را به دیگران عرضه خواهم داشت. عصبانی نمی شوم و در مورد دیگران بد فکر نمی­ کنم و تا جایی که بتوانم به دیگران سود می رسانم و به آنها کمک می کنم. بعد از اینکه این عبارت را گفتید، کارهای زیر را انجام دهید.

 

قدم دوم، همدلی را بیاموزید.

 

اولین قدم برای به اشتراک گذاشتن عشق، این است که با دوستان و حتی خودتان همدلی داشته باشید. ما فکر می­ کنیم می توانیم همدردی کنیم و به فکر دیگران هستیم ، اما بیشتر مواقع به فکر خودمان هستیم. این تمرین را امتحان کنید. تصور کنید کسی که دوستش دارید حال خوبی ندارد ، و اتفاق بدی برایش افتاده ، دردی که تحمل میکند را تصور کنید. تا جایی که می توانید با جزییات زیاد آن را تجسم کنید. بعد از چند هفته که این تمرین را کردید ، به دردهای افرادی که به آنها نزدیک نیستید فکر کنید . یعنی شما باید درد های دیگران را تجربه کنید و احساسات آنان را درک کنید. گویی در جایگاه او قرار گرفته اید.
_برای اینکه همدردی به دلسوزی تبدیل نشود، خودتان را جای طرف مقابل قرار دهید، به زجرهایی که خودتان کشیدید رجوع نکنید.

 

قدم سوم، شباهت ها را یاد بگیرید.

 

به جای اینکه بین خود و دیگران دنبال تفاوت­ ها باشید، شباهت­ هایتان را جستجو کنید. ذاتا همه ما انسان هستیم، به غذا، خانه و عشق نیازمندیم، ما مشتاق توجه هستیم و ورای همه اینها خوشبختی را جستجو می­ کنیم. در مقاله ای، آمده است که، زمانی که دوست یا غریبه ای را ملاقات می کنید، این پنج قدم را با احتیاط پیش بگیرید. در حالیکه به دیگری فکر می کنید، به خود بگویید.
اول: درست مثل من، او هم در زندگی در جستجوی خوشبختی ست.
دوم: درست مثل من، او هم نمی خواهد در زندگی رنج ببرد.
سوم: درست مثل من، او هم غم، تنهایی و ناامیدی را چشیده.
چهارم: درست مثل من، او هم به دنبال رفع نیازهایش است.
پنجم: درست مثل من، او هم در حال شناخت جهان و زندگی ست.

 

قدم چهارم، یاد بگیرید چطور از غم رها شوید.

 

زمانی می توانید با کسی همدردی کنید که انسان بودن و زجر کشیدن او را درک کنید. قدم بعدی این است که واقعا بخواهید او را از درد و زجر نجات دهید. این تمرین را انجام دهید. زجر کشیدن فردی از نزدیکان تان را تصور کنید. حالا خودتان را با همان درد و زجر تصور کنید. چقدر دلتان میخواهد این درد و رنج برای او تمام شود؟ قلبتان را برای دیگران باز کنید و اگر می خواهید درد و غم آنها پایان یابد، برایشان کاری کنید. این احساسی ست که باید در خود رشد دهید، با تمرین مداوم این احساس در شما درونی خواهد شد.
_یک تحقیق علمی می گوید، هر چه بیشتر بر روی عشق ورزیدن تمرکز کنید، مغز شما همدردی با دیگران را بیشتر می آموزد.

 

قدم پنجم، مهربانی را بیاموزید.

 

حالا یک قدم جلوتر میرویم، دوباره کسی را که می شناسید در حال رنج کشیدن تصور کنید. باز خودتان را در جایگاه او تجسم کنید و ببنید دیگران چقدر دوست دارند درد و غمتان پایان یابد. مثلا مادر، یا کسی که دوست تان دارد. او چه احساسی نسبت به زجر کشیدن شما دارد؟ حالا جایتان را عوض کنید، شما همان کسی باشید که میخواهد درد دوست تان پایان یابد. چکار می توانید بکنید که رنج او کمتر شود یا کاملا از بین برود؟ زمانی که توانستید از پس این مرحله برآیید. حالا با انجام کارهای کوچک به او کمک کنید تا بهتر شود. حتی با یک لبخند یا با عبارات محبت آمیز، یا حتی صحبت کردن. زمانی که در این کار مهارت پیدا کردید، سعی کنید هر روز این کارها را انجام دهید. شاید در تمام طول روز.

 

قدم ششم، به کسانی که به شما بی احترامی می­ کنند هم عشق بورزید.

 

اما آخرین قدم این است که نه تنها رنج عزیزانمان بلکه رنج کسانی که با ما به خوبی رفتار نمیکنند را هم نخواهیم ببینیم. موقع برخورد با کسی که به شما بی احترامی کرده، به جای عصبانی شدن، به گذشته او فکر کنید، در زمان کودکی او چه آموزش هایی دیده و چطور بزرگ شده و چه اتفاقاتی را در زندگی پشت سر گذاشته، سعی کنید حال و موقعیت ذهنی او را تصور کنید، و درک کنید که رفتارشان با شما به خاطر شما نیست، بلکه ناشی از تجربیات و اتفاقاتی است که پشت سر گذاشته. کمی به رنج هایی که می کشد فکر کنید. اگر با کسی بدرفتاری کنید و او در جوابتان محبت آمیز باشد، بعید است که اینگونه رفتار را با او تکرار کنید. پس سعی کنید با محبت در برابر چنین انسانی ظاهر شوید و او را درک کنید. آرام آرام پیش بروید تا به این نحوه رفتار عادت کنید. با تمرین کردن قطعا ماهر خواهید شد.
_کنترل احساسات زمان میبرد، اما این روش ها به شما کمک خواهد کرد:
_احساسات تان را بشناسید. بیرون از گود به موقعیت تان نگاه کنید و خودتان را نصیحت کنید، آرام باش، اتفاق خاصی نیفتاده. تصور کنید قلبتان احساسات منفی شما را جذب کرده، این باعث می شود حالتان را عوض کنید به جای اینکه احساسات تان را سرکوب کنید.
_مغزتان را خاموش کنید و به قلبتان گوش دهید. به احساساتی که نسبت به دیگری دارید تمرکز کنید و به آنها عشق بورزید، این احساس را حفظ کنید و دایم آنرا با دیگران به اشتراک بگذارید.

 

قدم هفتم، برنامه ثابت عصرانه ای برای خود داشته باشید

بسیار پیشنهاد می شود پیش از اینکه بخوابید، چند دقیقه به روزی که گذراندید فکر کنید. به کسانی که ملاقات کردید و با آنها حرف زدید فکر کنید. و اینکه چطور با آنها رفتار کردید. به اهدافی که صبح در ذهن تان داشتید فکر کنید. به اینکه می خواستید با همه با عشق بورزید. چه میزان در این کار موفق بودید؟ می توانستید بهتر از این باشید؟ از تجربیات امروزتان چه آموختید؟ اگر زمان دارید، تمرین هایی که در بالا گفته شد را انجام دهید.
این تمرین ها را می توانید هر جایی انجام دهید، محل کار، خانه، در راه، موقع مسافرت، در فروشگاه، خانه دوستان یا اقوام. صبح و شب برنامه مشخصی برای عبادت و شکرگزاری داشته باشید. شما می توانید با این کار عشق را در خودتان پرورش دهید. و تمام طول روز همین رفتار را ادامه دهید و عشق و شادی را به زندگی تان بیاورید.

 

منبع: راسخون

 

مطالب مرتبط
نظرات بینندگان تعداد نظرات بدون دیدگاه

اولین نظر را شما بنویسید و آغاز گر بحث باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مصاحبه
فراتر از کازرون