هلال احمری با خدا معامله می کند

«شیفتش تمام شده و به سوی خانه حرکت می‌کند. هنوز در خانه را باز نکرده است که از مرکز امداد با او تماس می‌گیرند که اتوبوسی در جاده شیراز به کازرون واژگون شده و باید به‌عنوان نیروی کمکی به آنجا برود. در باز نشده خانه‌اش را آهسته می‌بندد و مسیر کوچه را تا خیابان می‌دود.
در این حین خودرو امداد چراغ زنان به طرفش می‌آید و بدون معطلی سوار می‌شود و به طرف محل حادثه می‌رود. از فاصله چند کیلومتری حادثه ترافیک سنگینی وجود دارد. اما به هر‌ترتیبی که شده خودش را به محل حادثه می‌رساند.
وقتی با اتوبوس مچاله شده و پیکر بی‌جان زائران کربلا در گوشه و کنار جاده روبه‌رو می‌شود، زمان جلوی چشمانش به سرعت می‌گذرد، نهیبی به خودش می‌زند و می‌گوید: «باید‌کاری کرد، تو برای تماشا اینجا نیامده‌ای.»
همه اینها در چند ثانیه اتفاق می‌افتد؛ کیفش را برمی‌دارد به سمت محل حادثه می‌دود. پیکر تک تک بیماران را به دقت معاینه می‌کند، چند نفر را داخل اتوبوس، زنده و درحالی که به سختی نفس می‌کشند، پیدا می‌کند. فریاد می‌کشد و دوستانش را صدا می‌کند. مصدومان را از اتوبوس بیرون می‌آورند و به سرعت تمام اقدامات اولیه را برروی‌شان انجام می‌دهند و به سرعت برق و باد به اولین مرکز درمانی می‌رسانند. بلافاصله به محل حادثه برمی‌گردند و مصدوم دیگر را نجات می‌دهند.
اما تعدادی از هموطنمان در این حادثه جانشان را از دست می‌دهند اتفاقی که هنوز «حسین شفاعتیان» امدادگر جوان جمعیت بابت این موضوع خودش را سرزنش می‌کند: «کاش کمی راننده اتوبوس احتیاط می‌کرد و در مسیر استراحت می‌کرد تا خواب آلودگی‌اش این اتفاق تلخ را رقم نزند.»
این خاطره اولین عملیات این امدادگر ٣٢ساله است که در اولین روز خدمتش در پایگاه جاده‌ای برایش رخ داده است. او ١٣سال عضو تیم امداد و نجات استان فارس است و درجه نجاتگر یکم دارد: «هلال احمری بودن یعنی وظیفه‌ای به اندازه کوه داشتن. شاید نامش را راحت بتوان برد اما بار این نام وقتی جان یک انسان در خطر است و برای نجاتش می‌روی هر لحظه سنگین و سنگین‌تر می‌شود. هنوز مثل همان روزهای اول، وقت عملیات استرس دارم ولی تلاش می‌کنم کارم را درست انجام دهم. اگر همسرم هلال‌احمری نبود کار برایم سخت شده بود. او در ادامه دادن این راه تشویق و حمایتم می‌کند.»
زهرا موسی‌زاده همسر حسین آقا حدود ١١ سال عضو هلال‌احمر است. این زوج در هلال‌احمر با یکدیگر آشنا شدند و به تازگی صاحب فرزند شد‌ه‌اند و می‌خواهند او را هم مثل خودشان هلال‌احمری کنند.
زهرا خانم می‌گوید: «هلال احمر پر از کارهای خوب است و من با عشق در این سازمان کار می‌کنم. ولی کاش می‌شد از داوطلبان فعال حمایت‌های ویژه‌ای می‌شد. مثلاً قانونی را می‌گذاشتند داوطلبانی با مقدار زمان خاص خدمت را حداقل حمایت بیمه‌ای کنند. اما به هرحال امدادگران هلال‌احمر با خدا معامله می‌کنند و پا در این عرصه می‌گذارند. درست است ذات فعالیت‌های هلال‌احمر داوطلبانه است ولی اگر مسئولان‌کاری برای این داوطلبان کنند که ماندگار شوند، انگیزه ساز
خواهد بود.»

 

منبع: روزنامه شهروند

برچسب ها :

نظرات بینندگان تعداد نظرات بدون دیدگاه

اولین نظر را شما بنویسید و آغاز گر بحث باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مصاحبه
دیگران میخوانند
فراتر از کازرون