روزنگار تاریخ انقلاب اسلامی /بخش دوم:تحصن روحانیون بخاطربسته شدن فرودگاه

در اعتراض به جلوگیری دولت بختیار از ورود امام خمینی(ره) به کشور، حدود چهل نفر از روحانیون مبارز و انقلابی، در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند و شرط پایان این تحصن را بازگشت حضرت امام عنوان کردند. حضرات آیات محمد حسینی بهشتی، مرتضی مطهری، عطاءاللّه اشرفی اصفهانی، سید محمود طالقانی، محمدجواد باهنر، آیت‌الله خامنه‌‏ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمد امامی کاشانی، محمد یزدی، علی مشکینی، محمد صدوقی و… از جمله متحصنین بودند. این تحصن مورد حمایت و استقبال شدید مردم و مراجع تقلید واقع شد و در نهایت شرایطی را به وجود آورد که بالاخره دولت بختیار را مجبور ساخت به بستن فرودگاه‌‏ها پایان بخشد و اجبارا قدمی دیگر به عقب رود.

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود از روز هشتم بهمن می‌نویسد: «مردم در حمایت از این تحصن (علما در دانشگاه تهران) به سوی دانشگاه به حرکت درآمدند و وقتی از سوی نیروهای نظامی مستقر در میدان انقلاب (۲۴ اسفند) متوقف شدند، شروع به درگیری و مقابله کردند که این کار در چند نوبت انجام شد. ولی سخت‌ترین درگیری در بعدازظهر اولین روز تحصن روی داد که در نتیجه آن، عده زیادی شهید و مجروح شدند و مردم جنازه شهدا را به دانشگاه آوردند و در خیابان‌‌ها گرداندند؛ آن‌ها با عصبانیت شعار می‌دادند: «رهبران ما را مسلح کنید.»

رفسنجانی در خاطرات خود با اشاره به شعارهای مردم «وای به حالت بختیار، اگر امام فردا نیاد، اگر امام فردا نیاد، مسلسل‌ها بیرن میاد» و «وای اگر خمینی حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد» می‌نویسد: این شعارها به خوبی روحیه مردم را در به مبارزه طلبیدن دشمن نشان می‌داد و در این اوضاع و احوال فکر تحصن اعتراضی روحانیون مبارز در دانشگاه تهران در جمع ما مطرح شد و در همان لحظات اولیه، با شرکت دهه‌ها نفر از روحانیون که بعدا تعداد آن‌ها به صدها نفر رسید، به سرعت شکل اجرایی گرفت و ما نیز در جلساتی که برای اداره برنامه‌های تحصن در اتاقی در کنار مسجد دانشگاه تهران برپا می‌کردیم به همکاری و هم‌فکری با تعدادی از دانشگاهیان می‌پرداختیم.»

وی می‌افزاید: «در چنین شرایطی جمعیت زیادی هم در صحن و هم در داخل مسجد دانشگاه تهران حضور داشتند که لازم بود آن‌ها را هم مشغول سازیم و هم کنترل کنیم تا حوادث تلخی رخ ندهد. برای همین من نیز مثل جمع دیگری از دوستان، در اجتماع مردم در مسجد سخنرانی کردم و با ارایه تحلیلی گفتم: رژیم در مقابل فشار افکار عمومی داخل و خارج، نمی‌تواند زیاد مقاومت کند و در نهایت مجبور خواهد شد که با آمدن امام خمینی به کشور موافقت کند.»

آیت‌الله رفسنجانی در خاطراتش به جوانان نیز اشاره کرده و نوشته است: «دیدم که جوان‌ها بی مهابا در معرض اصابت گلوله قرار می‌گیرند. به میان جمعیت رفتم و عبای خود را از دوش برداشتم و در مقابل آن‌ها ایستادم و گفتم: حق ندارید که چنین کارهایی بکنید و بعد هم آن‌ها را همراهی کردم و آن‌ها هم همانجا ماندند و شعار رهبران ما را مسلح کنید، دادند. این تحصن که با حضور آقایان بهشتی، مطهری، مفتح، خامنه‌ای و عده‌ای دیگر از روحانیون مبارز ساماندهی شده بود، به صورت گسترده مورد حمایت مردم، علما و مراجع تقلید قرار گرفت.» (هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۸ انقلاب و پیروزی- نشر معارف انقلاب- ۱۳۸۳)

علی امینی نیز که به پاریس سفر کرده است در یادداشت‌های روزانه‌اش می‌نویسد: «خبر آمدن آقای شاپور بختیار به پاریس و ملاقات با آقای خمینی برآنم داشت که به تهران تلفن کنم و با بختیار صحبت کنم. ساعت ۶ و ۳۰ صبح با ایشان صحبت کردم. گفت: بعد از مذاکرات با مهندس بازرگان و دکتر آیت‌الله سید محمد حسینی بهشتی اعلامیه‌ای تهیه کرده‌ام که متن آن را خواند و حاکی از این بوده که به عنوان یک نفر ایرانی وطن‌دوست می‌آید پاریس و یکسره به نوفل لوشاتو خواهد رفت و جریان وضع کشور را با آقای خمینی درمیان خواهد گذاشت و ایشان را متوجه مسئولیتی که عهده‌دار خواهند بود می‌گذارند و احتمالا دوشنبه با هم ناهار خواهیم خورد. ولی غفلتا معلوم شد که دیشب آقای خمینی با وجود موافقتی که قبلا شده بوده به القای عده‌ای از دوستان در تهران، اعلامیه‌ مختصری داده و مذاکرات را تکذیب و دوباره شرط ملاقات را استعفای آقای دکتر بختیار دانسته است.» (امینی، ایرج-بربال بحران: زندگی سیاسی علی امینی- نشر ماهی- ۱۳۸۸-ص ۸۲)

علی امینی در ساعت ۱۱ به منزل اسدلله مبشری رفت و با او و رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای در این باره مذاکره کرد. آن‌ها همگی از این اوضاع ناراحت بودند، اما راه‌حلی به نظرشان نمی‌رسید. بعدازظهر نیز عبدالحسین اعتبار از کن (جنوب فرانسه) با امینی تماس گرفت و گفت: تلفنی با بختیار صحبت کرده‌ام و بختیار با توجه به اعلامیه جدید امام خمینی از مسافرت به پاریس منصرف شده است.» (امینی، ایرج-بربال بحران: زندگی سیاسی علی امینی- نشر ماهی- ۱۳۸۸-ص ۸۳)

خبرگزاری فرانسه از پاریس گزارش داد که حسن نزیه، رئیس کانون وکلای ایران، طی دو هفته گذشته پنج بار با آیت‌الله خمینی ملاقات کرده است و در این دیدارها نظر ایشان را درباره مفهوم حمهوری اسلامی، عدالت اجتماعی، استقلال ملی و آزادی جویا شده است. نزیه در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه ادعا کرد که پیش‌نویس قانون اساسی اسلامی به من تسلیم خواهد شد تا در متن آن اصلاحاتی انجام دهم. نزیه تاکید دارد البته درباره این قانون با اقشار مختلف مردم ایران مذاکرده خواهد شد. در همین حال خبرگزاری فرانسه ادعا کرد که اطرافیان آیت‌الله خمینی تاکید کردند که کمیته‌ای از حقوق‌دانان ایرانی به ریاست حسن نزیه سرگرم تدوین قانون اساسی ایران هستند.» (اطلاعات-ش ۱۵۷۷۰-۸/۱۱/۱۳۵۷-ص۸)


حسین ترابی نویسنده کتاب «برای آزادی» در توصیف تحصن روحانیون در مسجد دانشگاه تهران می‌نویسد: «تظاهرات در دانشگاه تهران بر پارچه بزرگی نوشته شده است: «هدف، جمهوری اسلامی» بر پارچه‌ای که بر سر در مسجد دانشگاه تهران نصب شده نوشته شده است: «تحصن جامعه روحانیت مبارز ایران در مسجد دانشگاه به عنوان اعتراض به جلوگیری از بازگشت امام خمینی به میان ملت.»

ترابی در ادامه می‌افزاید: «پیرمردی در میان انبوه جمیت به روحانی جوانی توصیه می‌کرد که بحث نکنید! الان ۱۵۰۰ ساواکی میان ما انداخته‌اند تا تفرقه ایجاد کنند، اگر ما بحث و مشاجره کنیم دچار عاقبتی نظیر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خواهیم شد. صدها نفرنیز زیر بارش باران نشسته بودن و با هم سرود می‌‌خواندند: «ای ملت، ما با هم، متحد می‌شویم(دو دستشان را بالا آورده و بر هم می زدند) تا برکنیم ریشه استعمار، درود، درود، درود بر خمینی»

نظرات بینندگان تعداد نظرات بدون دیدگاه

اولین نظر را شما بنویسید و آغاز گر بحث باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مصاحبه
فراتر از کازرون