خلق شیدایی در بین نوجوانان رو به افزایش است

به گزارش عصر کازرون، فاطمه زرگر با اشاره به اختلال خلقی و قطبی و علایم این افراد، اظهار کرد: در این اختلال با علامت هایی همانند خلق پایین افراد و احساس غمگینی شدید مواجه هستیم به گونه‌ای که فرد انرژی ندارد با خلق مختل و نامنظمی رو به رو است. به مرگ فکر می کند و ممکن است حتی اقدام به خودکشی کند.

وی در خصوص ویژگی های افراد دارای خلق شیدایی گفت: این افراد دارای انرژی زیاد و تحریک پذیر هستند که وقوع هر اتفاقی آنها را خشمگین می کند. این افراد دارای اعتماد به نفس زیادی هستند و در برخی مواد هذیان می گویند.

این دکترای روانشناسی معتقد است که اشخاص خلق شیدایی تفکراتشان کاملا انحراف پیدا کرده و نمی خوابند و مدام مشغول انجام دادن  فعالیتی هستند. این افراد بسیار پرحرف و در اغلب موارد شوخی های خطرناک و رکیکی را انجام می دهند. افراد دارای خلق شیدایی حواس پرت بوده و نمی توانند متمرکز شوند و فعالیت های پرخطری مانند سرمایه گذاری‌های کلان و رانندگی های پر خطر انجام می دهند.

وی با بیان اینکه هذیان باور بسیار قطعی است که فرد را به خوش باوری می‌رساند، افزود: با وجود این اختلال در فرد می توان یقین داشت که او به اختلال افسردگی مبتلا است و وجود هذیان های بسیار شدید دوره افسردگی نشان دهنده اختلال دو قطبی اشخاص است.

زرگر ادامه داد: این اختلال در هر سنی می تواند اتفاق بیافتد و در زمان کنونی این رفتار در بین نوجوانان بیش از گذشته مشاهده می شود که دلیل آن نیز   بحران دوره نوجوانی است که می‌تواند علایم مشابه اختلالات خلقی یا دو قطبی را داشته باشد. انحرافات شدید رفتاری و بیش از حد معمول بیانگر اختلال دو قطبی در رفتار افراد است.

وی با تاکید بر اینکه ژنتیک در بروز اختلالات خلقی موثر است و از سویی تاثیر محیط را نباید انکار کرد، ادامه داد: قاعده مشخصی برای کم شدن اختلال    خلقی در گذر زمان وجود ندارد، ممکن است که بیماری عودهای مکرر یک فاز را داشته باشد. برای مثال  بیمار ممکن است که مدام فاز مانیو را تجربه کند یا ممکن است که طول دوره های بهبودی او بسیار طولانی مدت بوده و بین عودهایش فاصله زماتی کوتاه باشد.

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با بیان اینکه مدیریت دارویی مناسب برای دوره های بعدی به فرد کمک می کند تا نسبت به بهبودی و درمان این اختلال اقدام کند و میزان عودها کاهش پیدا می کند، اضافه کرد: به طور یقین اختلال دو قطبی با اختلالات دو شخصیتی متفاوت است. در اختلال دو قطبی با تغییرات خلق مواجه هستیم، اما در اختلالات دو شخصیتی یا چند شخصیتی که بسیار نادرتر از اختلالات خلقی هستند با فردی مواجه می شویم که در دوره هایی زندگی متفاوت شغل متفاوتی دارد و  این نوع اختلالات بین عام مردم کمتر دیده و تشخیص آن هم از سوی عامه مردم کار بسیار مشکلی است.

وی با بیان اینکه بیمار اختلال دو قطبی فازهای مانیو و افسردگی را تجربه می کند، افزود: در گام نخست تجویز و مصرف درست دارو می تواند به درمان این بیماران کمک قابل توجهی داشته باشد. بیمار مبتلا به این اختلال باید بداند که  مصرف دارو برای او ضروری است و تا زمان تعیین شده به وسیله روانپزشک نباید مصرف دارو قطع شود. علاوه بر مصرف دارو انجام روان درمانی‌های خاص با این نوع افراد هم لازم است تا به مروز زمان قطع دارو صورت گیرد و کمترین عارضه را برای این بیماران داشته باشد.

زرگر با اشاره به اینکه ارجاع این گروه از بیماران به روانپزشکان برای تغییر دارو ضروری است، افزود: برای درمان این اختلالات داروها متفاوت بوده و روانپزشک می تواند متناسب با عوارض جانبی دارو دُز آن را تغییر دهد. برخی اشخاص مبتلا به این اختلالات نیازمند مصرف دایمی داروه هستند، اما گروهی هم  بعد از یک دوره مصرف خلق شان تثبیت شده و فرد با بازگشت به حالت اولیه معمولا می تواند شروع قطع داروها را با کاهش تدریجی داشته باشد.

دکترای روانشناسی معتقد است که دارو لازم است اما کافی نیست و در کنار مصرف دارو باید روان درمانی هم این برای این افراد انجام شود. برای داشتن رفتارهای خانوادگی و اجتماعی سالم ضروری است که این گروه از افراد برای درمان اقدام کنند. شروع روان درمانی برای اختلالات شدید بعد از تثبیت دارو با دیدن علایم بیماری است.

وی تاکید کرد: یک بیمار مبتلا به دو قطبی باید بداند که علایم این بیماری به آرامی شدت گرفته و سپس یک عود بسیار شدید برای او اتفاق می افتد. یکی از مهم ترین اتفاق هایی که در روان درمانی رخ می دهد این است که بیمار با علایمی که در  دوره های قبلی بوده  و علایمی که مشاهده نشده به طور کامل آشنا می شود.

زرگر با بیان اینکه در دوره های مانیو فرد از نظر احساسی بسیار به هم ریخته است، افزود: استفاده از اطلاعات در این زمان به درد فرد نمی خورد و یادگیری پایش خلق در زمان عود بیماری و مراجعه به روان پزشک و ارتباط با درمان گر مهم است. علاوه بر این داشتن یک برنامه منظم در زندگی به بهبود خلق و تثبیت آن در دراز مدت کمک زیادی می کند.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان خاطر نشان کرد: در افسرگی با فردی مواجه هستیم که برنامه های لذت بخش و خوشایند زندگی را انجام نداده و به برنامه های وظیفه ای خودش هم بی اهمیت است و همین امر موجب به هم ریختن خلق او می شود. خواب روی خلق بسیار موثر است و وقتی بیمار به سمت عود بیماری پیش می رود دچار بی خوابی می شود و با مراجعه به  روان درمانگر برنامه خواب و تغذیه مناسب و  روش های آرام سازی و ورزش ها برای حفظ زندگی روزانه این بیماران ارایه می شود.

 

منبع: ایمنا

 

مطالب مرتبط
نظرات بینندگان تعداد نظرات بدون دیدگاه

اولین نظر را شما بنویسید و آغاز گر بحث باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مصاحبه
فراتر از کازرون